تبليغاتX
مرداب تنهایی
مرداب تنهایی



شما هم بله؟!

سلام به همه عزیزان و دوستان گرامی

الان دقیقا یادم نیست چقدر وقته دست به قلم نشدم(هرچند اون موقعی هم که میشدم هم زیاد توفیری نمیکرد) ولی شما هم به من حق بدین با داشتن 20 واحد درسی و اون امتحانات سخت سخت که انگار میخوان ارث پدرشان رو از ما بگیرند!! ( البته این رو از دید دانشجویی گفتم وگرنه مقصر ... ماست!!!) حقیقتا وقتی برای وبلاگ نویسی نمی مونه ، البته خدا پدر این محمد جواد و احسان رو بیامرزه که چراغ اینجاروتوی این مدت روشن نگه داشته.

خوب بعد از این همه وقت که نبودم، گشتم و 2 تا موضوع جالب پیدا کردم، امیدوارم رضایت کننده تر از قبل باشه!

 

28.3 در صد جوانان:بله!

داشتم مجله میخوندم که یه مطلب خیلی جالب چشم من و گرفت.

_مطلب این بود<< آیا هیچ وقت به طور جدی فکر کردین که تا آخر عمرتان ازدواج نکنید؟>>

28.3 جوانان مورد سوال گفتند آره! قضیه وقتی درام میشود که بدانید دختران نسبت به پسران بیشتر <<بله>> گفتند._

میدونید این سوالی که خیلی از ما توی جمع دوستان به شوخی از هم می پرسیم. مگه نه ؟ جواب اکثر ما هم با توجه به شرایط روحی که در آن بودیم ، بوده و به احتمال فراوان جواب ما کاملا احساسی بوده، چون بیشتر اونهاییی هم که با قدرت تمام میگویند<<بله>>( به قول یکی از دوستان) اسیر جادوی عشق میشن.

 

اگه خواستین شما هم به این سوال جواب بدین.

 

فلسفه ی دایورت تلفن

 

دودمان فلسفه ی دایورت کردن تلفن را به باد دادیم رفت!مدل به مدل،مزاحمت تلفنی داشتیم جز همین یک مورد.

قضیه هم از همین ماه رمضان امسال شروع شد.

مثلا یکی از دوستان ما برای ما اس ام اس زد که فلانی خدا خیرت بدهد!اگه زحمتی نیست، ساعت 4 صبح یک زنگی به گوشی من بزن که برای سحر خواب نمانم. ما هم که تریپ مرام!، گفتیم بابا چه زحمتی؟ حتما میزنم و التماس دعا! خلاصه ساعت 4 صبح زنگ زدیم به گوشی رفیقمان و چشمتان روز بد نبیند. یک صدای خوف،خواب آلود از آن طرف گوشی رو برداشت و با صدای بلند و عصبی یک چیزهایی نثارمان کرد که الان هر چی فکر میکنم، چیزی از اونها یادم نمیاد!!!

ما فکر کرده بودیم زنگ زدیم به گوشی رفیقمان، حالا نگو بی مروت برداشته گوشی رو دایورت کرده روی گوشی کسی که میخواست سر به سرش بذاره!

نکنید آقا! مدیر کل شرکت ارتباطات سیار گفته دایورت کردن تلفن همراه بر روی تلفن دیگران هم جزو زاحمت های تلفنی محسوب میشود و شامل مجازات های مزاحمین تلفنی میشود.

ضمنا در خواست کشف مزاحمت تلفنی از طریق اینترنت و اس ام اس هم امکان پذیر خواهد شد.یعنی تا چند وقت دیگه اس ام اس میزنید  به شرکت ارتباطات سیار و مثلا در خواست می کنید که

 

Bebin! Ye nafar hast ke man o machal karde

Bizahmat ye hali behesh bedin. Moteshakeram

Rasti !! joke jadid nadari

 

علیرضا

دوشنبه سی ام بهمن 1385 توسط |

مظلوم تاریخ

سلام.اگه زمان بین آپ ها رفته بالا شرمنده من اول از طرف علیرضا و محمدجواد عذر خواهی می کنم بعد هم از طرف خودم.البته یه کم بهشون حق بدید آخه یه سری مشغولیت ذهنی داشتن که دل و دماغ کار کردن رو  ازشون گرفته.

دو روز به شروع محرم بود که محمد جواد مطلبی با عنوان بوی محرمش میاد آپ کرد.امروز ۲۸ محرم هست ولی هر چی بو می کشم دیگه بوی محرمش نمیاد.مثل اینکه مظلوم تاریخ داره دوباره مورد مظلومیت واقع میشه.داره دوباره فراموش میشه.چند تا از ما تو محرم یاد مظلومیت بابای حسین بودیم.مگه باباش از خودش مظلوم تر نبود؟.البته شاید مردم این زمان زیاد هم تقصیری نداشته باشند.وقتی مردمی که امام زمان خودشون رو دیدند مردمی که سخنان پیامبرشون رو با گوش خودشون شنیدند با مولای عشق اینگونه برخورد کردند دیگه چه انتظاری میشه از مردمی داشت که بعد از 1400 سال فقط یه سری اتفاقات رو شنیدن. به خدا گاهی اوقات خدا رو شکر میکنم که تو اون زمان نبودم.ولی خوش به حال اونایی که از این ایام استفاده کردند. تو هم بیا یه کاری بکن.تصمیم بگیر یکی از صفات پسر علی رو  حتی اگه به صورت دست وپا شکسته هم هست انجام بدی.مطمئن باش ضرر نمیکنی.اگه این کار رو کردی من از طرف مولای تو به تو قول میدم وقتی سال بعد بوی محرمش به مشامت رسید به خودت افتخار کنی.(البته اگه زنده بودم). این چند بیت شعر رو هم بهتون تقدیم میکنم .شاعرش سید رضا میرجعفری متخلص به حامی هست. حامی  علاوه بر کارهای متعدد و زیبای گذشته هم اکنون نیز در حال به نظم در آوردن قرآن کریم با بررسی 5 ترجمه معتبر میباشد که تا سال آینده منتشر می شود.انشا الله در یه زمان مناسب یه پست کامل در مورد حامی با تمام جزئیات میدم راستی یادم رفت پز بیام که حامی دایی منم هست.

       لعل لب آنکس که ثناخوان حسین است    تا حشر نبیند غم و خندان حسین است   

      در حشر که هر کس ز گناهی فتد از پای    دست همگی جانب دامان حسین است             

      جغد از چه به  ویرانه  نشیند همه عمر       خاکم به دهن جای یتیمان حسین است 

      دانی ز چه رو آب فرات  است  گل  آلود؟      شرمنده ز لعل لب عطشان حسین است

                                

                                      مشاهده سایز بزرگ(محرم)

                                       مشاهده سایز بزرگ(محرم) 

شنبه بیست و هشتم بهمن 1385 توسط |

فعل مجهول!

با سلام

اميدوارم عزاداري همتون در ماه محرم مورد قبول واقع شده باشه.براي آپ امروز قصد داشتم يه مطلب جالب بزارم.اتفاقا به يه جزوه ادبيات دانشگاهي برخورد كردم و توش شعراي قشنگي پيدا كردم.اگه فرصت بشه مي خوام هر چند تا پست كه آپ بشه يكي از اين شعرا رو براتون بزارم. براي شروع كار شعر "فعل مجهول" سروده خانم سيمين بهبهاني(كه من خودم خيلي ازش خوشم اومده) فكر مي كنم بد نباشه.

فعل مجهول

         بچه ها صبحتان به خير ...سلام                      درس امروز"فعل مجهول" است

        "فعل مجهول" چيست مي دانيد؟                     نسبت فعل ما به مفعول است

        در دهانم زبان چو آويزي                                 در تهيگاه زنگ مي لغزيد

        صوت ناسازم آنچنان كه مگر                           شيشه بر روي سنگ مي لغزيد

        ساعتي داد آن سخن دادم                             حق گفتار را ادا كردم

        تا زاعجاز خود شوم آگاه                                "ژاله" را زان ميان صدا كردم

       "ژاله" از درس من چه فهميدي؟                        پاسخ من سكوت بود سكوت

       ده جواب بده كجا بودي؟                                  رفته بودي به عالم هپروت؟

       خنده دختران و غرش من                                 ريخت بر فرق "ژاله" چون باران...

      

براي ديدن ادامه شعر روي ادامه مطلب كليك كنيد.ضمنا شعر كامل رو به صورتpdf گذاشتم كه مي تونيد اون و از لينك زير دريافت كنيد.

دریافت شعر "فعل مجهول"


ادامه مطلب

شنبه چهاردهم بهمن 1385 توسط |

آدمیت مرد

آدميت مرد... گرچه آدم زنده بود
سرت رو به شيشه ماشين تكيه دادي و زل زدي به بيرون... انگاري چشمات رو به چيزي دوخته باشن... من كه به اين وضع عادت دارم! اما باقي چي فكر ميكنن؟ نميدونم!... صدات ميكنم... مثل هميشه ... و بازم سكوت... يه سكوت همرنگ همه ي اون سكوتهاي هميشگيت... ميدوني... به اين فكر ميكنم كه فرق اين پنجره با پنجره ي اتاقت چيه؟... آدماش كه همون آدمان... خيابون همون خيابونه... فقط اينبار كمي جلوتر... خيلي جلوتر... يه جوري كه ميتوني خيلي راحت حسش كني... اما اينا فرق زيادي نيست...‏
تو هيچ وقت وقتي سرت رو روي شيشه ميذاشتي گريه نميكردي!... يادته؟... بهم ميگفتي وقتي تكيه گاهت شيشه ي يه پنجره باشه خوب نيست كه پيشش گريه كني!... ميگفتي شيشه ها دلشون خيلي نازكه... زود ميشكنه... اما تو داري گريه ميكني... با اينكه سرت رو به شيشه تكيه دادي داري گريه ميكني... شايد اين همون فرقي باشه كه من پيداش نكردم...‏
شيشه ها با هم فرق دارن... مثل دلاي آدما... بعضيهاشون از سنگ سختر و بعضيهاشون هم از نازكترين شيشه ها هم نازكتر...‏
آره عزيزم... رنگ و بوي همه چيز ديگه رفته... رنگ و بوي محرم هم مثل همه ي چيزاي ديگه اي كه تو زندگي ماهاست رفته... محرم شده يه بهونه واسه گشتن... واسه گفتن... واسه تا نصف شب بيرون بودن... اما خوب... بازم ميشه بعضي وقتا بوي اون چيزهايي رو كه فكر ميكنيم عمرشون تموم شده رو حس كرد... بازم ميشه تو قطره هاي اشك پيرمردي كه روي پله هاي كنار مسجد نشسته عشق به حسين رو پيدا كرد...‏
شايد ما اشتباه ميكينم... درسته كه من و تو هيچ وقت نظرمون مثل هم نبوده!... اما اينبار شايد من و توييم كه از قافله عقب مونديم!... شايد رنگ محرم همون موهاي ژل زده و ابروهاي برداشته و مانتوهاي كوتاه و آريشهاي غليظ باشه!... اگه اين محرمه... پس اون محرمي كه از بچگيهامون يادمونه چيه؟... يادته؟... خيلي وقت پيش نبود... يه زنجير كوچيك دستت گرفته بودي و آخر دسته داشتي ميرفتي... يادته؟... اون موقع ما چي از محرم و حسين ميدونستيم؟... و حالا كه بزرگتر شديم چيزي رو ميبينيم كه با اون چيزي كه تو بچگيهامون يادمونه خيلي فرق داره...‏
اصلا به من و تو چه ربطي داره... من و تو هم يكي هستيم مثل خيلي از همونهايي كه از پيش چشمت عبور ميكنن... سرت رو روي شيشه ي كنارت بگذار و گر ?ت رو بكن... من و ما خيلي وقته كه مرديم... شب سوگواري ما امشب نيست...‏
آره عزيزم... آدميت مرد... گرچه آدم زنده بود!...‏
‏ ‏

     اینم یه پوستر واسه ایام(محرم)

                               

                                    مشاهده سایز بزرگ 

چهارشنبه چهارم بهمن 1385 توسط |

محرم هم اومد

محرم اومد با همون شور و حال همیشگی، خیلی هم به موقع اومد، خیلی از ما ( خودم رومیگم) خیلی از چیزها رو فراموش کرده بودم، خیلی از قول و قرارهامون توی شب قدر رو فراموش کردیم، پاک یادمون رفته بچه مسلمونیم

 چند وقته این سوال توی ذهنم بود که بچه مسلمون بودن به همین محرم و روزه گرفتنه؟ هرچند که اگه این ها  هم نبودند دیگه از مسلمونی هیچی باقی نمی ماند ، درست میگم؟

میدونید حقیقتا لفض عزاداری خوبه ولی عزاداری بدون اینکه به حقیقتش توجه بشه هیچ ارزشی نداره، این رو من نمیگم از قول شهید مطهری نوشتم، اگه خودمون هم دقت کنیم میبینیم زمانی این عزاداری ارزش داره که یه کم ما رو تغییر بده، این که ما 10 روز پیراهن سیاه بپوشیم که به تنهایی ارزشی نداره، چند تا از ما ،حداقل روز عاشورا نمازمون رو اول وقت میخونیم؟ و هزارتا سوال دیگه از این دست که جواب بیشتر ما به اون ها منفی ِ !

 قصد پند دادن ندارم ، و خیلی خیلی هم کوچکتر از اونی هستم که بخوام پند و اندرز بدم ولی تو رو امسال هممون سعی کنیم یه کم تغییر کنیم، به امید اون روزی که حقیقت قیام امام حسین رو به طور کامل درک کنیم.

 

...

... تـشــنـه ام ...

 تـشــنـه ي نـهــايـت ...

هـمــه كـارا رو بـه اســم خـدا شــروع مـي كـنــن

ولـي اگـه مـيــخـواي جـام عــشــــق ســيـــــدالـشــهـدا سـيــرابـت كـنــه،  فـقــط بـايــد يـه چـيــز بـگــي :

ســـلام بــر حــســــيــن

 لینک مطلب: www.mah_ara.persianblog.com

                                                                                                                                                         

دوشنبه دوم بهمن 1385 توسط |



افتاده ام

اما ای کاش از چشم تو

از دماغ فیل !!

چی کسی خواهد دوخت آنجا را

که دیگر شیطان ها( فرشته ها) نیافتند پایین

میدانم

که روزی خواهم افتاد

به پای آسمان

میدانم

شعر:نسرین دارا

mordaab_tanhaaii@yahoo.com

Design By Parstheme