|
در خیال آمدنم...
اما انگار کسی دگر دستی...دستمالی تکان نمی دهد درآن مرداب!!!
آری پیش از اینها شاید...
باید می آمدم اما ...
در خیال امدن بودم اما تو رفتی...
همسایه ها؟...
قورباغه؟....نیلوفر من؟!...مرداب تنهایی ام؟...
صدایی اگر امد...دستمالی اگر به نشان رفاقت ٬ صداقت٬ دوستی!
من هستم!
((...: تازه شدم عضو این وبلاگ...
به من میگن سنجاقک!!! )) |