تبليغاتX
مرداب تنهایی
مرداب تنهایی



...برای دنیا و وسعت دنیایش!

یکی که میرود معنی اش این است که یکی دیگر می آید...عشق را دوباره پیدا میکنم!

خیلی برام لذت بخشه که با خوندن هر کتاب وارد دنیای نویسنده هاش می شم و با شخصیت هاش زندگی میکنم. از زهیر* یاد گرفتم میتوانم دوست بدارم بی آنکه احساس حقارت کنم.

و این پست رو برای دنیا ی ندیده ام  مینویسم و زهیرش!

تمام جملات پائولو کوئیلو توی سرم میچرخه: فاجعه در زندگی آزمونی معنوی است نه مجازات. وقتی حرف از این دنیا میشه کم میارم سرمو به زیر میندازم و زیر لبم میگم: وقتی آدم میدونه که بقیه ی مردم هم رنج میکشند رنج برایش قابل تحمل تر میشود. دوست دارم همه ی این چیزایی رو که میدونمو به دنیا بگم اما زبونم بند میاد. چون میدونم این جمله ها که با مهارت خاصی چیده شدن توی این وقتا به درد نمیخورن و این جور وقتا فقط باید به زمان التماس کنی که برو! فقط برو! و به خدا چشم بدوزی و با نگاهت ازش بخوایی آرومت کنه!

نمیدونم! شاید این راسته که گاهی وقتها برکات خداوند با شکستن تمام شیشه ها وارد میشن! نمیدونم! و دلمو خوش میکنم به همین چیزایی که نمیدونم. و مطمئنم جواب تمام سوالای دنیام توی همین چیزاس! و دلمو خوش میکنم به اینکه چیزهایی هست که میدانم!: میدانم علفی را بکنم خواهم مرد...

و نپرسیم  که چرا قلب حقیقت ابی است!


*نام کتاب پائولوکوئیلو! زهیر چیزی یا کسی است که وقتی برای اولین بار با ان ارتباط برقرار میکنیم کم کم فکر ما را اشغال میکند تا جایی که نمیتوانیم به چیز دیگری فکر کنیم این حال را میتوان سلامت دانست یا جنون!

                                                                                                 خاله غورباقه

شنبه پنجم بهمن 1387 توسط خاله غورباقه |



افتاده ام

اما ای کاش از چشم تو

از دماغ فیل !!

چی کسی خواهد دوخت آنجا را

که دیگر شیطان ها( فرشته ها) نیافتند پایین

میدانم

که روزی خواهم افتاد

به پای آسمان

میدانم

شعر:نسرین دارا

mordaab_tanhaaii@yahoo.com

Design By Parstheme