|
داشتم "پشت سایه های کاج" از چسیتا یثربی رو میخوندم. اوایل این نمایشنامه یه شعره که به دلم نشست. اما خب! دیگه حوصله ی خوندن بقیه شو نداشتم.
از کرانه های سرخ آفتاب
شعری باید اتفاق می افتاد
اسبی با یال سپیدش در باد
شتابان به سوی خانه ی من میرفت
خبر زود رسید
افشا شد
همه گفتند: لعنت!
و من گفتم:
پیش از به دنیا آمدنت
عاشقت بودم!
بگو هر یک منتظریم. پس انتظار بکشید پس به زودی خواهید دانست که کیست اصحاب راه درست و کیست که هدایت یافت(سوره ی طه . آیه ی ۱۳۵)
|