تبليغاتX
مرداب تنهایی
مرداب تنهایی



برای تو... و شکوهت...

این پست فقط مال توئه! اول از همه میخوام یه چیزی رو بخونی! همون روزهایی نوشتمش که بینمون هزار و یک قانون نا نوشته بوده اما من توی خلوت خودم زدم زیر خیلی قانونا و اینا رو نوشتم :

""پس چرا نمیتونم بنویسم. برای تو هیچی نمیتونم بنویسم، فقط احساس خوبی دارم از اینکه هستی از اینکه همون جور که میخوام هستی،  کاش میدونسم چی میخوام بهت بگم!! کاش میدونستم! و کاش میتونسم!! فقط دوست دارم به دل دل این خط مشکی روی صفحه نیگاه کنم و رفتن و اومدنش رو ببینم! و این صفحه سفید بمونه.. فقط دوست دارم سکوت کنم تا تو خوب بشنوی""

میبینی؟ سکوت کردم و تو خوب شنیدی!  یادمه همون اولا ازت پرسیدم چرا سکوت میکنی؟ از سکوتت خستم! گفتی: من گرفتار سنگینی سکوتی ام که قبل هر فریادی لازمه! و این روز ها انگار تو از سکوتم خسته ای!

میبینی؟ قلبم تیر میکشه چون صدات توی گوشم میپیچه! باز دارم همون آهنگی رو گوش میکنم که نمیفهمم چی میگه اما انگار داره من و تو رو تعریف میکنه! میدونم این پست خیلی خصوصی میشه اما دوست دارم خودخواه باشم . دوست دارم بفهمی که چقدر ارزش داری و چقدر داشتن یه "دولو ی خاج " توی دستم لذت بخش و غرور آوره! دوست دارم به یادت بیارم که بهم گفتی تو از یه ستاره ی دور اومدی و جرات کردی تا هدیه ی خدا رو قبول کردی!
اون نقاشی یادته؟ اولش یه درخت خشک و خالی بود ! یادته وقتی دو تامون نگامون خورد به  اون نوشته ای که توی توچال بود و بعدش خندیدیم؟ "کوه باش" !! یادته امامزاده صالح  وقتی  پر از شرم بودیم و پر از عشق و پر از خدا!

میدونی تو از همون اولم جرات داشتی از هون وقتی که برگ برگ کاج ها رو ورق زدی! و من نگام از روی دستبند سبزت تکون نمیخورد!  

میدونی که حرفام چقدر زیادن. خیلی بیشتر از یک سال با تو بودن و خیلی بیشتر از همه ی همه ی ثانیه ها مون! فقط دوست دارم باورم کنی ! فقط ببخشم! بابت این روز هایی که برات ساختم! بابت ورم چشمت! بابت خیس شدن گونه هات! بابت نبودنام!

میخوام که بدونی من همه ی همه ی روز ها و حرفامون یادمه!

گر به رخسار چو ماهت صنما مینگرم       به حقیقت اثر لطف خدا می نگرم

.

.

.

راه عشق تو دراز است ولی سعدی وار     می روم وز سر حسرت به قفا می نگرم


پ.ن۱: این یه پست فوریه! اما همه باید پست قبلی رو خوب بخونن! از پرنده معذرت میخوام!!

چهارشنبه هفتم مرداد 1388 توسط خاله غورباقه |



افتاده ام

اما ای کاش از چشم تو

از دماغ فیل !!

چی کسی خواهد دوخت آنجا را

که دیگر شیطان ها( فرشته ها) نیافتند پایین

میدانم

که روزی خواهم افتاد

به پای آسمان

میدانم

شعر:نسرین دارا

mordaab_tanhaaii@yahoo.com

Design By Parstheme