تبليغاتX
مرداب تنهایی
مرداب تنهایی



اومدم نبود...م ... ی...یم

در انتهای هر سفر

 در آینه دار و ندار خویش را مرور میکنم

این خاک تیره، این زمین،

 پاپوش پای خسته ام

 این سقف کوتاه، آسمان،

 سرپوش چشم بسته ام!

 اما...خدای دل!

 در اخرین سفر

در آینه به جز دو بیکرانه ی کران

به جز زمین و آسمان،

 چیزی نمانده است!

گم گشته ام کجا!

 ندیده ای مرا؟ .

کاش میشد همین الان اتوبان کاشان تهران رو توی اوتوبوس تجربه کنم اون وقت همه ی نفرین هام میگرفت! و قول میدم که اون وقت نمیترسیدم.

 آمدم ، نبودی! ماندم تا آمدی! با هم خوش گذشت!

حالا میمانی تا بیایم؟

_____________________________


چهارشنبه چهارم شهریور 1388 توسط خاله غورباقه |



افتاده ام

اما ای کاش از چشم تو

از دماغ فیل !!

چی کسی خواهد دوخت آنجا را

که دیگر شیطان ها( فرشته ها) نیافتند پایین

میدانم

که روزی خواهم افتاد

به پای آسمان

میدانم

شعر:نسرین دارا

mordaab_tanhaaii@yahoo.com

Design By Parstheme